تبليغاتX
وبلاگ کارگران

وبلاگ کارگران

""" دستگیر شدگان 1 مه و کلیه زندانیان سیاسی آزاد باید گردند"""

بخشی ازسخنان صدیق اسماعیلی عضو انجمن کارگری جمال

چراغ ویسی در رابطه با تاریخچه کارگران خباز سقز و زندگی

محمود صالحی در اتاق پالتالکی " آزادی محمود صالحی"

 

قبل از اینکه بحثم را در رابطه با تاریخچه مبارزات کارگران خباز سقز شروع کنم اجازه میخواهم به این نکته اشاره کنم که متعاقب با دستگیری اخیر محمود صالحی در ۲۱ فروردین ۱۳۸۶، یک کمیته‌ای در دفاع از محمود صالحی اعلام موجودیت کرد که جمع زیادی از فعالین کارگری، فعالین جنبشهای اجتماعی دیگر (جنبشهای مترقی و آزادیخواه) و دوستان و آشنایان محمود صالحی که عده زیادی از آنها اسم خود را در سایت کمیته دفاع علنا نوشته‌اند و عده زیاد دیگری بنا به ملاحظاتی از درج اسم خود در سایت و به صورت رسمی  به هر دلیلی خودداری کرده‌اند، تو این کمیته متشکل شده‌اند. این کمیته از بدو دستگیری محمود صالحی تا به حال تلاش و مبارزات با ارزشی برای آزادی محمود صالحی صورت داده است که متاسفانه فرصت نیست به همه آنها اشاره کرد. متاسفانه عده‌ای انتقادهای غیر سیاسی و بعضا ویرانگر را از کمیته دفاع میگیرند. بهر حال اگر کسی میخواهد از مبارزات این کارگران و این انسانهای شریف که علیرغم مسائل امنیتی در کنار کار و فشار زندگی در این کمیته فعالیت میکنند، نقد بگیرد باید ضمن در نظر داشتن همه شرایط و در جهت تقویت این مبارزات کاملا نقد اساسی و سیاسی بگیرد. من هم معتقدم که باید با استفاده از تجربه کمپینهائی که پیشتر صورت گرفته تلاش کنیم که نقطه ضعفها را کم و نقطه قوتها را افزایش دهیم و بتوان کمپین را به بهترین صورت پیش برد. با این امید که تلاش و مبارزاتمان همجهت با منافع جنبش کارگری ایران باشد.

در رابطه با مبارزات کارگران خباز سقز خیلی نکات هست که باید مطرح شود اما متاسفانه به هر دلیلی در این رابطه کم کاریهائی شده است. شاید این کم کاری نصیب خود من هم باشد با توجه به اینکه در نزدیک شاهد این تلاشها و مبارزات بوده‌ام  اما من به سهم خود جزوه‌ای ۵۰ صفحه‌ای تحت عنوان " تاریخچه مبارزات کارگران خباز سقز" که تا به حال دو بخش از آن چاپ شده و یک بخش هم مربوط به چگونگی برگزاری مراسمهای اول ماه مه در سقز که در مصاحبه‌ای با محمود صالحی صورت گرفته چاپ شده است. متاسفانه با دستگیری محمود صالحی شانس رسیدن ملاحظات لازم در رابطه با نوشته را از ما گرفتند. تاریخچه مبارزات کارگران خباز سقز حاوی نکات، تجربیات و درسهای آموزنده‌ای است که حقیقتا در این فرصت کوتاهی که من دارم نمیتوان همه آن نکات را با جزئیات بیان کرد اما سعی میکنم که خیلی خلاصه و مفید نکاتی را بیان کنم. تاریخچه کارگران خباز سقز به دوران قبل از انقلاب بر میگردد. در سال ۱۳۵۴ جمعی از فعالین کارگری اقدام به تشکیل سندیکای  کارگران خباز میکنند که در نتیجه حملات رژیم شاه بر سر فعالان کارگری، سندیکا عملا لغو میشود. با وقوع انقلاب و زمانی که مردم شهر سقز به فرمانداری این شهر حمله کردند کارگران خباز نیز به پادگان این شهر حمله کرده و پادگان را تسخیر میکنند. یکی از اتاقهای ساختمان ساواک به دفتر سندیکا تبدیل شد و کارگران  خباز تشکل خود را دوباره احیا کردند.  در این دوره کارگران اعتصاب موفقی داشتند که نسبت به کاهش ساعات کار و افزایش دستمزد دست به اعتصاب میزنند اما این عمل با مخالفت کارفرماها و صاحب نانواخانه‌ها روبرو میشود. با توجه به اینکه هنوز شهر به کنترل رژیم اسلامی در نیامده بود کارفرمایان ناچارا دست به دامان بزرگان شهر میشن اما بر خلاف میل آنها، بزرگان و کسانی که محبوب شهر بودند از اعتصاب کارگران حمایت میکنند. کارفرمایان به ناچار قبول میکنند که دستمزد کارگران را دو برابر و ساعات کارشان را نیز کاهش دهند. این اولین اعتصاب موفق کارگران خباز سقز بعد از انقلاب بود. در دور اول حمله رژیم به شهرهای کردستان و از جمله شهر سقز، کارفرمایان این را به فال نیک گرفته و تهدیداتشان علیه کارگران شدت میگیرد. اما جو انقلاب و مبارزات مردم در کردستان در دفاع از انقلاب مجال به رژیم نداد و کنترل شهر دوباره افتاد دست مردم.

کارگران خباز سقز در این مدت توانستند که مراسمهای اول ماه مه را در شهر برگزار کنند و جدا از خواسته‌های صنفی خواسته‌های سیاسی خود را نیز مطرح کنند. با توجه به حمله رژیم به شهرهای کردستان اکثر فعالین کارگری در شهر سقز به ناچار شهر را ترک کردند و در این خصوص محمود صالحی به همراه عده‌ای دیگر از فعالین کارگری به شهر مهاباد رفتند. همانجا هم تلاش کردند که تشکل خود رادرست کنند و خود را سازمان دهند. از آنجا که شهر مهاباد در دست حزب دمکرات کردستان ایران بود. این حزب هم از دستگیری و آزار و اذیت کارگران کوتاهی نکرد، حزب دمکرات تعدادی از کارگران و فعالین کارگری را دستگیر کرد که با اعتراض مردم مهاباد و تحصنی که در جلوی مقر این حزب صورت گرفت ناچارا آنها را آزاد کرد.

 

در دهه‌های ۶۰ نسل جوانی از فعالین چپ و سوسیالیست در شهر سنندج دوباره به میدان مبارزه آمدند و کل نظام بورژوازی ایران را به جنگ طلبیدند. مراسمهای اول ماه مه را برگزار میکردند، در دفاع از حقوق زن، کودک و ... به پا خواسته بودند که در سال ۱۳۶۸ رژیم با حمله وحشیانه خود تعداد زیادی از این فعالین را دستگیر زندان و اعدام کرد. جمال چراغ ویسی که یکی از سازماندهنده‌گان و سخنرانان اول ماه مه‌های سنندج بود را به همین جرم زندان و سپس اعدام کرد. احمد بهرامی (استاد احمد صافکار) یکی دیگر از فعالین کارگری و چهره‌ای شناخته شده‌ای در شهر سنندج بود که  دستگیر و زندانی شد. بعدا رژیم اسلامی  وی را به شهر اردبیل تبعید کرد و همانجا به شیوه مرموزی وی را به قتل رساندند و نگذاشتند هیچ کسی سراغ این قضیه را بگیرد. موج وسیع دستگیریها و آزار و اذیتها برای مدتی از تشکل یابی کارگران و برگزاری مراسمهای اول ماه مه جلوگیری کرد. اما مراسمهای اول ماه مه، همیشه به صورت محفلی و بیرون از شهر برگزار میشد. نقطه آغاز این مبارزات دوباره از شهر سقز شروع شد. در شهر سقز در سال ۱۳۷۳ جمعی از کارگران که تائیدیه اداره کار را هم گرفته بودند در جلسه‌ای با حضور نماینده اداره کار در صدد بودند که انجمن صنفی کارگران خباز سقز را درست کنند. محمود صالحی هم در این جلسه حضور داشت.  بعد از سخنرانی نماینده اداره کار، محمود صالحی به سخنان ایراد شده و هدف مورد نظر نماینده اداره کار اعتراض میکند و از آنجا که برای مدتی از شهر بیرون رفته بود، تعداد زیادی از کارگران محمود را نمیشناختند. اما بهر حال بعد از سخنرانی محمود و اعتراض وی به نماینده اداره کار، کارگران محمود را به عنوان نماینده خود انتخاب میکنند. در این فاصله به نماینده اداره کار اطلاع میدهند که محمود صالحی زندانی سیاسی بوده است. نماینده اداره کار نیز اعلام میکند که کسی که زندانی سیاسی بوده باشد نمیتواند نماینده کارگران بشود. در این هنگام تعداد سی تا چهل نفر از کارگران به اعتراض به نماینده اداره کار، جلسه را ترک میکنند که بلاخره نماینده اداره کار ناچارا قبول میکند و به این شکل انجمن صنفی کارگران خباز شهر سقز شکل گرفت. کارگران بلافاصله خود را سازمان میدهند و در اولین فرصت بیشتر از نود درصد از کارگران خباز را بیمه میکنند تلاش و مبارزات آنها برای کاهش ساعات کار، افزایش دستمزد ، برگزاری مراسمهای اول ماه مه، دایر کردن کتابخانه ، ایجاد کلاسهای نهضت سواد آموزی ، صندوق مالی  و .... باعث میشود که رژیم همیشه با دستگیری،  زندان، شکنجه روحی و ... در مقابل آنها بیاستد و مانع از رسیدن کارگران به حقوق حقه خود شده است.

مراسمهای اول ماه مه تا سال ۱۳۷۶ در خارج از شهر و به صورت محفلی برگزار میشد، بعنوان مثال ما یک محفل بودیم و میدانستیم که محفل بغل دستی ما هم برای برگزاری مراسم اول ماه مه به بیرون از شهر آمده‌اند. اما هیچکدام جرات نمیکردیم که به هم نزدیک شویم. فضای رعب و وحشتی که رژیم به راه انداخته بود همه از همدیگر میترسیدند و به هم اعتماد نمیکردند. اما مشخصا محمود صالحی عاملی شد برای پیوند دادن این محفلها به همدیگر. نه تنها همه را به هم پیوند داد بلکه برگزاری مراسم اول ماه مه را به داخل شهر کشاند. در سال ۱۳۷۶ برای اولین بارمراسم اول مه، به صورت علنی و در سطح شهر برگزار شد. کارگران خباز بدون اینکه از دولت کسب مجوز بکنند یک سالن به اسم سالن "شهید بیدهندی" را رزرو کردند و در آنجا مراسم گذاشتند. مردم زیادی به استقبال این مراسم آمدند. سخنرانیها و مقالاتی که در این مراسم اجرا شد به لحاظ سیاسی و طبقاتی بسیار پر محتوا بود.

در مراسمی که در سالن شهرداری در سال ۷۷ برگزار شد، یکی از سخنرانان این مراسم محمود صالحی بود، در واقع سخنان محمود صالحی حکایت از سنت خاصی داشت، مهمتر از همه ماهیت اداره کار را برملا کرد. در میان سخنرانان گرایشات مختلفی موجود بود. یک عده سخنانشان را با آیه‌های قرآن و کلمات مذهبی شروع میکردند، اماوقتی که نوبت به محمود صالحی رسید، محمود سخنانش را به نام طبقه کارگر شروع کرد و این برای نسل جوانی که تا به حال سخنرانی در یک جلسه و یا یک مراسم رسمی بدون استفاده از کلمات مذهبی شروع شده باشد کاملا تازگی داشت. تشویق گرم محمود صالحی از طرف شرکت کنندگان باعث شد که حتی بعضی از مسؤلین شهر، مثل مدیران اداره‌های مختلف به دیده احترام به محمود صالحی نگاه کنند. اما در مقابل اینها فرماندار و مسؤلین حفاظت اطلاعات تهدیداتشان را شدت دادند.  در مراسم سال بعد (سال ۱۳۷۸) کارگران مراکز دیگر هم حضور داشتند و تا آنجایی که من به یاد دارم کارگران با پلاکاردها و شعارهای مخصوص خودشان مراسم را در سالن شهرداری سقز برگزار کردند.

مراسمها سال به سال رنگ و بوی تازه‌ایی به خود میگرفت، هر ساله تعداد شرکت کننده‌ها بیشتر و بیشتر میشد و اوج آن سال ۸۰ بود. به نظرم در مراسم این سال حدودا هزار و پانصد تا دوهزار نفر شرکت کردند. با توجه به ازدحام جمعیت و ترس نیروهای اطلاعاتی از این ازدحام ، محمود صالحی را قبل از اینکه سخنرانی کند دستگیر کرده و بردند. بعد اینها محمود را از شهر خارج کردند و به جاده سرشیو (مکانی در چند کیلومتری شهر سقز) بردند که نسبتا از شهر دور است. در آنجا یکی از مامورین وی را به مرگ تهدید کرد. در این هنگام که اعتراض حاضرین به دستگیری محمود صالحی شدت گرفت،  فرماندار به اداره اطلاعات زنگ میزند و میگوید: "تا ده دقیقه دیگر محمود صالحی را آزاد نکنید من دستور میدهم که نیروی انتظامی از شهر خارج شود، بعد شما خودتان جواب این مردم معترض را بدهید." به این دلیل ناچار شدند محمود را به سرعت برگرداندند. محمود با استقبال گرم حاضرین روبرو شد، فرماندار و رئیس شورای شهر دست محمود را گرفتند و جلوی میکروفن بردند و به این ترتیب محمود سخنرانیش را شروع کرد.

در سال ۱۳۸۲ محمد عبدی‌پور، جلال حسینی و محمود صالحی مراسم روز خود را در شهرستان بوکان برگزار کردند. از آنجا که از طرف سندیکا به آنها اعلام شده بود که "برابر دستور فرمانداری محمود صالحی ، جلال حسینی و محمد عبدی پور حق شرکت در مراسم اول ماه مه را ندارند". این کارگران در روز جهانی کارگر سال ۱۳۸۲ روز خود را در بین کارگران بوکان برگزار کردند در واقع شرکت محمود صالحی و دیگر دوستان در مراسم روز جهانی کارگر در بوکان سرو سامان دادن به این مراسمها بود، و انصافا تاثیر مثبتی داشت.

بهر حال مراسم سال ۱۳۸۳ که از حساسیت خاصی برخوردار بود، از آنجا که قبل از برگزاری مراسم، محمود صالحی و تعداد دیگری از کارگران را دستگیر کردند و تاریخ این مبارزات تلاشهائی بین‌المللی برای آزادی دستگیر شدگان اول ماه مه کاملا شفاف است و من دیگر لزومی نمیبینم که در این را بطه صحبت کنم  فقط ذکر این نکته که در تاریخ ۲۲ آوریل ۱۳۸۳ هیئت کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های آزاد کارگری راهی ایران میشوند. در این راستا، محمودصالحی علیرغم همه موانع موفق شد که در تاریخ 29 آوریل  با این هیئت ملاقات کند. محمود صالحی، شرایط کار و زندگی کارگران ایران، برخورد سرمایه‌داران و محافظانشان به کارگران و ممانعت محافظان سرمایه از برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه و همچنین تلاش و مبارزه این طبقه برای احقاق حقوق خود را با ارائه فاکت به هیئت ارائه کرد.

 محمود صالحی به اطلاع هیئت میرساند که دولت علیرغم تلاش کارگران مجوز برگزاری مراسم اول ماه مه را نداده و با این حال او و بقیه کارگران تصمیم دارند که روز جهانی خود را گرامی بدارند. دو روز بعد واقعیتهائی را که محمود صالحی مطرح کرده بود اتفاق افتاد. بهر حال حکم محکومیت یکساله محمود صالحی ادامه همین احکام صادر شده سال ۸۳ است که با توجه به اعتراضات گسترده در سراسر جهان رژیم ناچارا اجرای این حکم را به تاخیر انداخت. اکنون حکم یکسال محمود صالحی خاتمه یافته و وضعیت جسمانی ایشان بشدت وخیم است. محمود در مدت این یکسال از مداوای موثر محروم بوده و ناراحتی کلیوی، ناراحتی قلب، روده، پروستات و متغییر بودن فشار خون مشکلاتی است که محمود با آن دست و پنجه نرم میکند. ما باید با استفاده از تجارب قبلی و کمپینی که در مدت این یکسال راه اندازی شده، کمپین جدیدی را به راه اندازیم و به هر شکل ممکن باید برای آزادی محمود صالحی از هر اقدامی کوتاهی نکنیم. با تشکر از وقتی که به من دادید.

 

 ۱۶/۱/۱۳۸۷

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 3:55  توسط وبلاگ کارگران  | 

 

گزارشی از تجمع امروز در مقابل دادگستری و بی خبری از وضعیت محمود صالحی

 

طبق گزارش رسیده امروز دوشنبه 5 فروردین 1387 حدودا 200 نفر از کارگران و فعالین کارگری و همچنین دوستان و آشنایان محمود صالحی، از ساعت 10 صبح به مدت دو ساعت و چهل و پنج دقیقه در مقابل دادگستری شهر سنندج واقع در میدان بسیج این شهر دست به تجمع زدند.

 

از طرفی دیگر نیروهای امنیتی زیادی در نقاط مختلف مستقر شده بودند. در جریان  این تجمع که به صورت آرام بر گزار شد، یک نفر از شرکت کننده‌گان با نام بهروز سهرابی دستگیرشد. تجمع کننده‌گان اعلام کردند که همراه با خواست آزادی محمود صالحی ، خواستار آزادی بهروز سهرابی نیز هستیم که بلاخره، بعد از چند ساعت شکنجه و تحقیر بهروز سهرابی را آزاد کردند.

 

لازم به ذکر است که مسئولین قضائی وعده دادند که ساعت 4 بعد از ظهر به نجیبه صالحزاده اجازه ملاقات خواهند داد، نجیبه صالحزاده نیز به همراه برادر و خواهر محمود صالحی به دادستانی مراجعه میکنند که تا به حال هیچ خبری از آنها نیز در دست نیست.

ناگفته باقیست که مامورین اطلاعات به صورت تلفنی، سامرند صالحی پسر محمود صالحی را تهدید کرده که به تجمع خود پایان دهند.  سامرند نیز بلافاصله تجمع کننده‌گان را در جریان تهدید قرار میدهد. تجمع کننده‌گان اعلام میکنند که تا آزادی محمود صالحی به تجمع خود ادامه خواهیم داد و چناچه خبری سلامتی محمود صالحی به دست نیاوریم به مردم شهر سنندج فرخوان خواهیم داد که به تجمع ما بپیوندند.

 

 

انجمن کارگری جمال چراغ ویسی

5 فروردین 1387

ankjch@yahoo.co.uk

www.akjch.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 14:15  توسط وبلاگ کارگران  | 

 

 کمیته دفاع از محمود صالحی: آقای محمد شریف با سلام و تبریک سال نو، اخیرا برای آقای محمود صالحی قرار بازداشت موقت صادر کرده‌اند و ایشان نیز در اعتراض به این حکم، اعتصاب غذا کرده‌اند. لطف کنید در رابطه با قرار بازداشت موقت آقای محمود صالحی و همچنین وضعیت جسمانی ایشان توضیحاتی بدهید.

 

 

آقای محمد شریف: من هم سلام عرض میکنم خدمت شما و همچنین سال نو را به شما تبریک میگویم.

همانطور که قبلا از طریق سایر رسانه‌ها اعلام شده است، خاتمه محکومیت موکل بنده به زندان ابلاغ شد، اما علیرغم مذاکرات قبلی که قبل از سال نو صورت پذیرفت و موکل بنده بایستی پیش خانواده‌اش بر میگشت، متعاقبا با این ادعا که، ارسال پیام از طرف موکل بنده به خارج از زندان صورت گرفته، پرونده جدیدی مفتوح شد. در این خصوص همراه با همسر محترم موکلم، به دادستانی رفتیم و با آنها صحبت کردیم اما نتیجه‌ای حاصل نشد.

در خصوص بیماری ایشان اقدامات متعددی صورت گرفته است، من تلاش کردم که با همسر موکلم، ایشان را ببینم که از اعتصاب غذا خودداری کند و به همسرش توصیه کردم که وضعیت جسمانی ایشان پذیرای اعتصاب غذا نیست. موکل بنده، وضعیت جسمانی بحرانی‌ای دارند و هر زمان که روی صفحه تلفن همراه من، کد سنندج نقش می‌بندد، بنده نگران میشم که خبر ناگواری را بشنوم. در حال حاظر هیچ کاری از دستم بر نمی‌آید و فقط نگران هستم.

من از مقامات قضائی، از فعالین حقوق بشر میخواهم که به فکر اعتصاب موکلم باشند چون وضعیت جسمانی ایشان کاملا بحرانی است.

چیزی که هست با کمال شرمندگی دست روی دست گذاشتم و در حال حاظر بنا به تعطیلات سال نو، کاری از دستم ساخته نیست.

 

کمیته دفاع از محمود صالحی: این قرار بازداشت تا چه حد قانونی است و آیا از لحاظ قانونی اعتباری دارد؟ 

 

آقای محمد شریف: از حیث تخصص من، فرستادن پیام جرم محسوب نمیشود و دلیلی نمی‌بینم که مصاحبه‌هائی که از قول ایشان صورت گرفته جرم محسوب شود. در این مصاحبه‌هائی که از قول موکلم صورت گرفته هیچگونه توهینی در آن موجود نیست و شخصیت موکل من بالاتر از آن هست که به کسی توهین کند.

در عین حال باید توجه کرد که، حتی به فرض اینکه ارسال پیام از طرف موکلم به کسانی که  در فکرشان هست و آنها را دوست دارد، تبلیغ علیه نظام بر شمرده شود، حتی با این فرض، قرار بازداشت قرار مناسبی نیست و نمیتوان با این جرم، قرار بازدشت صادر کرد.

بنا بر این، اولا این اتهام اتهام صحیحی نیست و ثانیا ارسال پیام به خارج از زندان، اتهام محسوب نمیشود.

بنده قبلا موکلینی داشتم که از زندان به خارج از زندان پیام فرستادند به کسانی که در فکرشان هستند و دوستشان دارند و هیچ وقت جرمی محسوب نشده است و در این خصوص میتوان از آقای ذرافشان نام برد . بدین لحاظ موکل من جرمی مرتکب نشده است و بدون دلیل پرونده جدیدی مفتوح کرده‌اند.

 

 

کمیته دفاع از محمود صالحی: با توجه به این حکم از لحاظ قانونی چه اعتراضی میتوان کرد؟

 

آقای محمد شریف: همانطور که عرض کردم ارسال پیام جرم محسوب نمیشود و در مذاکراتی که با دادستان و معاون ایشان داشتیم، اتهام را مشخص نکردند. اینکه ارسال پیام تحت پیگیری قرار دارد. اگر هم از طریق پیام، توهین به کسی کرده باشد که این از شخصیت موکلم کاملا به دور است، باز هم قرار بازداشت قرار مناسبی نیست. میتوان برای این وثیقه در نظر گرفت.

من حیث المجموع ارسال پیام موکل من به خارج از زندان برای کسانی که به فکر آنهاست در پایان دوره محکومیت صورت نگرفته است، این پرونده بایستی قبلا و در هنگام ارسال پیام درست میشد، نه زمانی که که من در رابطه با خاتمه محکومیت موکلم باهاشون صحبت کردم.

 

 زمان مفتوح شدن این پرونده برای من مسئله است روی همه اینها یک علامت سوال بسیار بزرگ باید قرار داد.

درست آخرین روز کاری سال قبل، همسر موکلم زنگ زد و با توجه به ترافیک نوروز چندین ساعات در ترمینال بودم و هنگامی که به سنندج رسیدم کاری از دستم بر نمی‌آمد. مشکل اصلی من اعتصاب غذای موکلم ا ست و از مقامات قضائی و فعالین حقوق بشر میخواهم که نسبت به این قضیه بی‌توجه نباشند.

 

کمیته دفاع از محمود صالحی: خبری مندرج در سایت "اخبار روز" حاکی از آن است که شما قرار بازداشت آقای صالحی را دو ماه قلمداد کرده‌اید آیا این صحت دارد؟

 

آقای محمد شریف: مطلقا این صحت ندارد، قرار بازداشت موقت به دفعات قابل تمدید است. میتواند 4 ماه حبس و بعدا تمدید شود. برای نمونه قرار بازداشت روناک صفارزاده را تمدید کردند.

 

از طرفی دیگر من فقط با خبرگزاریهای رسمی و رسانه‌های معتبر مصاحبه میکنم و با رسانه‌هائی که آنها را نمیشناسم مصاحبه نمیکنم. من هم از این خبر حیرت کردم و منبعد باید مواظب باشم.

 

کمیته دفاع از محمود صالحی: آقای شریف ضمن تشکر از شما که این وقت را در اختیار ما گذاشتید در پایان اگر صحبت خاصی دارید، بفرمائید.

 

آقای محمد شریف: من نسبت به وضعیت جسمانی موکلم هشدار میدهم و از مقامات قضائی میخواهم که به فکر باشند و این موضوع را جدی بگیرند و با توجه به توصیه پزشکان و تائیدیه وخامت وضعیت جسمانی موکلم و هشدارهای مکرر در این خصوص، من در صورت وقوع کوچکترین مشکل برای موکلم، مقامات قضائی کردستان را مسئول قلمداد خواهم کرد از آنجا که وضع جسمانی موکلم کاملا بحرانی است.

با توجه به  تلاشهای من در این خصوص، به من ابلاغ کرده‌اند که دارم جو سازی میکنم،  لازم است عرض کنم که،  کسانی  که من را متهم به جو سازی میکنند را مسئول جان موکلم میدانم.

 

سوم فروردین 1387

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 15:40  توسط وبلاگ کارگران  | 

 

 

اعتراضى دبير كشورى بخش ترانسپورت و عمومى بزرگترين اتحاديه كارگرى انگلستان با بيش از ٢ ميليون عضو به جمهورى اسلامى ايران (Unite-The UNION)

تاريخ جمعه ٢١ مارس ٢٠٠٨

آقای محمود احمدی نژاد

رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران

تهران، ايران

موضوع: محمود صالحى

من اين نامه را مينويسم كه اعتراض شديد خود را نسبت به اتهامات جديدى كه نسبت به محمود صالحى ، كه از ٩ آوريل ٢٠٠٧ در زندان سنندج در بند ميباشد، اعلام نمايم. آقاى صالحى، كه از فعالين كارگرى شناخته شده ايران و نيز از بنيانگذاران و دبير سابق سنديكاى كارگران خباز در شهر سقز بوده اند، غيرعادلانه به يك سال زندان و سه سال حبس تعليقى محكوم شده است.

روز دوشنبه، ١٧ مارس ٢٠٠٨، مقامات قضايى درشهر سنندج محمود را به جرم ارتباط با خارج از زندان و ارسال پيامهاى حمايتى به دانشجويان مترقى و ديگر زندانيان متهم نمودند. آنها، در حاليكه ميبايست محمود در تاريخ ٢٣ مارس ٢٠٠٨ آزاد ميگرديد، وى را تحت بازداشت موقت قرار دادند. در اعتراض به اين حكم غيرعادلانه، محمود صالحى بلافاصله اعلام اعتصاب غذاى خشك نموده است. بسيار مهم است تاكيد گردد كه آقاى صالحى از بيمارى كليه كه ميتواند مهلك باشد رنج ميبرد. ايشان فقط يك كليه دارند و آن كليه هم فقط در حدود ده درصد ظرفيت خود عمل ميكند.

اين نامه را نوشتم كه اين اقدام ظالمانه حكومت شما را محكوم كنم و از شما بخواهم كه محمود صالحى را فورى و بيقيد و شرط آزاد كنيد; وى يك زندانى سياسى است كه تنها بدليل فعاليتهاى مسالمت آميز خود در برگزارى تظاهرات روز كارگر ٢٠٠٤ و حق وى براى آزادى بيان و تشكل در ارتباط با فعاليتهاى كارگريشان زندانى گرديده است.

من همچنين خواستارم كه منصور اسانلو و ديگر فعالين كارگرى و دانشجويى فورا و بدون قيد و شرط آزاد گردند.

با احترام،

Jennie Formby National Secretary | T& G Section of Unite

رونوشت به ديگر مقامات جمهورى اسلامى ارسال گرديده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 15:39  توسط وبلاگ کارگران  | 

مقامات زندان موارد جديدي براي پرونده سازي عليه محمود صالحی مطرح كرده اند. آنان دو مورد اعتراض به: كيفيت و كميت غذا و امتناع زندانيان از خوردن غذا و يك مورد اعتراض زندانيان نظافتچي ، كه در زندان به آنان شهردار گفته مي شوند، و منجر به افزايش دستمزد هفتگي آنان شد را دست مايه پرونده سازي براي اين فعال كارگري قرار داده اند.

اين در حالي است كه پنج روز از اعتصاب غذاي خشك محمود صالحی درزندان دراعتراض به صدور قرار بازداشت موقت براي او از سوي شعبه چهارم بازپرسي دادگستري سنندج مي گذرد.

ما اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي ضمن محكوم كردن اين پرونده سازي هاي جديد و مكرر عليه محمود صالحی، از همه مردم آزاديخواه، تشكل ها ي كارگري و مدني و سازمانهاي مدافع حقوق بشر مي خواهيم تا نسبت به اين پرونده سازي ها اعتراض نمايند و اعلام مي داريم در صورت آزاد نشدن محمود در روز 4/1/1387، تجمعی اعتراض آميز را برگزار خواهيم كرد.

زمان و مكان اين تجمع متعاقبا" اعلام مي گردد.

 

اتحاد و پشتيباني شما ضامن پيروزي ماست.

 

 

 

کمیته دفاع از محمود صالحی

2 فروردین 1387

kdms50@yahoo.com

http://kdmahmodsalehi.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 15:38  توسط وبلاگ کارگران  | 

 

کارگران، مردم شریف و زحمتکش؛

 

 

همانطور که مطلع هستید، محمود صالحی یکی از چهره‌های خوشنام و جسور جنبش کارگری، در جریان برگزاری مراسم روز جهانی کارگر، در اول ماه مه سال 1383 دستگیر و متعاقبا در سال 1386 حکم یک سال زندان وی که فقط به خاطر دفاع از ابتدائی‌ترین حقوق کارگران و برگزاری مراسم اول ماه مه است، قطعی شد.

 

اکنون دوران محکومیت یک ساله‌ محمود صالحی به پایان رسیده است، اما شعبه 4 دادگستری شهر سنندج، محمود صالحی را احضار و به بهانه‌های واهی برای وی قرار بازداشت موقت صادر کرده‌ است.

 

محمود صالحی به اعتراض به پایمال شدن حقوق خود که همانا حقوق طبقه کارگر ایران است،  از روز دوشنبه 27 اسفند ماه 1386 تا به حال دست به اعتصاب غذای خشک زده  و به همین دلیل نمیتواند داروهای تجویز شده را نیز مصرف کند.

 

محمود صالحی که در حال حاضر به سختی میتواند صحبت کند، تنها کلیه باقی مانده‌اش در حال از کار افتادن است و خطر مرگ وی را بصورت جدی تهدید میکند.

 

بنا به اظهارات اخیر پزشک معالج، در صورت عدم مصرف داروهای تجویزی، ظرف 24 ساعت آینده، جان محمود صالحی با خطر جدی روبرو خواهد شد.

 

محمود صالحی که مدت یک سال است در زندان مرکزی شهر سنندج به سر می‌برد از مداوای موثر محروم بوده و مسئولین زندان بانی محرومیت وی از مداوا و وخامت وضعیت جسمانی او هستند.

 

در حال حاضر محمود صالحی که به سختی می‌تواند صحبت کند، بنا به دلایلی حتی از درمانگاه زندان نیز محروم شده است. محمود صالحی بر اعتصاب غذای خود تاکید کرده و اعلام کرده است که: " یا باید آزاد شوم یا اینکه جسدم را از زندان بیرون ببرند"

 

ما ضمن اینکه از محمود صالحی میخواهیم که بنا به وخامت وضعیت جسمی‌اش به اعتصاب غذای خود پایان دهد، از همه کارگران، مردم شریف و آزادیخواه در سراسر دنیا میخواهیم که به هر شیوه ممکن به بازداشت غیر قانونی و ناعادلانه محمود صالحی اعتراض کنند، چرا که جان محمود صالحی در خطر است و باید وی را از مرگ حتمی نجات داد.

 

 

کمیته دفاع از محمود صالحی

اول فروردین 1387

kdms50@yahoo.com

www.kdmahmodsalehi.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 15:38  توسط وبلاگ کارگران  | 

 

 

محمود صالحي پس از صدور حكم غير انساني قرار بازداشت ، از سوي شعبه 4 بازپرسي سنندج ، به جرم عدم سكوت در زندان و صدور پيام هاي حمايت آميز ازمبارزات دانشجويان ، زنان و نيز اعتصاب غذاي 27 تير ، از روز دوشنبه 27 /12/1386 دست به اعتصاب غذاي خشك زده است.

 

گرچه وضعيت جسماني محمود بسيار وخيم تر شده و شمع وجود اين مبارز آگاه ، رفته رفته آب مي شود اما او همچنان  تصميم جدي دارد تا آزاديش از زندان ، به اعتصاب غذايش ادامه دهد.او اعتقاد راسخ دارد كه يكي از مبارزان كاروان مبارزه طبقه كارگر عليه ستم و نابرابري است و در اين راه بايد هزينه داد.

  

ما اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي از همه كارگران و آزاديخواهان مي خواهيم تا از هر راه ممكن براي آزادي محمود مبارزه كرده و مقامات مسئول جمهوري اسلامي را وادار به دست برداشتن ازاين رفتار غير انساني نموده و حفظ جان محمود صالحي را بپذيرد.

 

 

كميته دفاع از محمود صالحي

چهارشنبه 29/12/1386

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 15:37  توسط وبلاگ کارگران  | 

 
Free counter and web stats