تبليغاتX
وبلاگ کارگران

وبلاگ کارگران

""" دستگیر شدگان 1 مه و کلیه زندانیان سیاسی آزاد باید گردند"""

ضرب و شتم محمود صالحی توسط یکی از ماموران زندان

 

طبق گزارش رسیده، امروز سه‌شنبه 28 اسفند ماه یکی از ماموران زندان با نام " عبداللهی" محمود صالحی را بدون هیچ دلیلی مورد ضرب و شتم قرار داده است.

محمود صالحی که از وضعیت جسمانی نامناسبی به سر میبرد، ساعت 2 بعد از ظهر روز دوشنبه 27 اسفند ماه در اعتراض به قراربازداشت و عدم آزادی خویش دست به اعتصاب غذای خشک زده است. فشار خون او 18 و 11 است که در صورت همخوانی ماکزیمم با مینیمم فشار خون، وضعیت جسمانی او کاملا به خطر می‌افتد.

طبق این گزارش، دادستانی سنندج و معاون او ضمن تهدید وکیل و خانواده محمود صالحی، گزارش رسانی و خبر دهی از وضعیت جسمانی محمود صالحی را "اقدام علیه امنیت ملی" خوانده و به گفته آنها، اداره اطلاعات از محمود صالحی به خاطر اعلام پیامهای پشتیبانی و حمایت از اعتصاب غذای 27 تیر ماه و پیام به دانشجویان چپ، شاکی است.

انجمن کارگری جمال چراغ ویسی
سه‌شنبه 28 اسفند ماه 1386
ankjch@yahoo.co.uk
www.akjch.blogfa.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 18:31  توسط وبلاگ کارگران  | 

علائم از کار افتادن کلیه محمود صالحی و لیست داروهای تجویز شده

 

 

طبق گزارش رسیده، تنها کلیه باقی مانده محمود صالحی در حال از کار افتادن است. لازم به ذکر است که فشار خون محمود صالحی هم اکنون ماکزیمم ۱۶ و مینیمم ۱۲ است. این در حالی است که دو روز پیش، فشار خون او ماکزیمم ۱۸ و مینیمم ۱۱ بوده است، در صورت همخوانی ماکزیمم و مینیمم فشار خون وی، کلیه‌اش به طور کلی از کار می‌افتد.

 

قابل ذکر است که محمود صالحی روز دوشنبه ۲۷ اسفند ماه از ساعت ۲ بعد از ظهر دست به اعتصاب غذای خشک زده است، وی همچنین از مصرف داروهای تجویز شده خودداری کرده است. به همین علت وضعیت جسمانی او به شدت وخیم است و فشار خون او کاملا متغیر و کلیه وی در حال از کار افتادن است.

 

لیست داروهای تجویز شده:

 

داروهای تجویز شده در تاریخ ۲۱/۱۱/۱۳۸۶:

 

 ۱) فلولیستین هر شب ساعت ۱۰ شب، ۱ عدد باید مصرف شود.

 

۲) نورتویپتیلین۲۵، هر شب ساعت ۹ ، ۱ عدد باید مصرف شود.

 

۳) یایلوزک۱۰، هر روز ساعت ۸ صبح، ۱ عدد باید مصرف شود. این دارو در تاریخ ۱۷/۱۲/۱۳۸۶/تجویز شده است.

 

۴) لوزارتان به جای کاپتویول در تاریخ۲۶/۱۲/۱۳۸۶تجویز شده است.

 

 

داروهائی که در تاریخ۶/۱۱/۱۳۸۶ تا  ۶/۱۲/۱۳۸۶ تجویز شده‌اند:

 

تاپروکسن ۵۰۰ میل  هر وقت که نیاز دارد.

 

متورال‌متر برولول ۵۰، هر ۱۲ ساعت یک عدد

 

اتو رواستاتین ۴۰، هر ۱۲ ساعت یک عدد

 

املودیپین ریا ۵، هر ۱۲ ساعت یک عدد

 

نیتروگلیسرین ۶/۲، هر روز ۳ عدد

 

آس‌آ، هر شب ساعت ۱۰ شب یک عدد

 

کاپتو بویل ۲۵، هر ۱۲ ساعت یک عدد (ساعت ۹ شب و ۹ صبح باید مصرف شود)

 

پرازوسین ۲۵، هر ۱۲ ساعت یک عدد در ساعت ۱۰ شب مصرف شود.

 

رازو دوکسین ۲۵، هر ۱۲ ساعت یک عدد، مصرف این دارو از تاریخ ۲۱/۱۱/۱۳۸۶ قطع شده است.

 

 

قابل ذکر است که محمود صالحی اعلام کرده است که به اعتصاب غذای خود تا رسیدن به خواسته‌اش که همانا آزادی وی است، ادامه خواهد داد. این در حالی است که زندگی او کاملا در خطر جدی قرار گرفته است.

 

 

 

انجمن کارگری جمال چراغ ویسی

چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۶

ankjch@yahoo.co.uk

www.akjch.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 18:30  توسط وبلاگ کارگران  | 

اعلام اعتصاب غذاي محمود صالحي

 

امروز دوشنبه 27/12/1386 محمود صالحي را از زندان به بازپرسي شعبه 4 دادگستري سنندج احضار كردند.بعد از ساعتها انتظار ، محمود را به جرم ارتباط با خارج از زندان و انتشار پيام هاي حمايت آميز مانند ، پيام به برگزار كنندگان اعتصاب غذاي 27 تير و اعلام پشتيباني و حمايت از مبارزات دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب‌، براي ايشان قرار بازداشت موقت صادر كردند.

اين درحالي است كه 4/1/1387 مدت يك سال بازداشت وي پايان مي يابد و خانواده و همه دوستانش در انتظار رهايي وي از زندان بودند.

محمود به محض صدور اين قرار بازداشت غير قانوني ، در اعتراض به آن و همه تلاشهاي حاكمان جهت در زندان نگهداشتن وي ، اعلام كرد تا آزاديش از زندان دست به اعتصاب غذاي خشك خواهد زد.

 

كارگران و دوستداران آزادي ؛

 

محمود را يك سال به جرم برگزاري روز جهاني كارگر به بند كشاندند و علي رغم شدت وخامت وضعيت جسمانيش ، خللي در اراده و عزم وي در پيكار عليه نابرابري و ستم ايجاد نكرد . محمود نيز يكي از فرزندان راه رهايي طبقه كارگر و زحمتكش جامعه است .

ما ضمن محكوم كردن اين حكم غير قانوني ، خواهان آزادي  بي قيد  و شرط محمود صالحي درپايان مدت اسارت وي ( روز 4/1/ 1387) هستيم. ما اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي اعلام مي كنيم در صورت عدم آزادي ايشان ، هر گونه اقدام لازم و اعتراضي را تا آزادي وي  در دستور كار خواهيم گذاشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 1:35  توسط وبلاگ کارگران  | 

 

    

   مدتى است که پاره‌ای از اشخاص سیلی از اتهامات بی‌پایه را متوجه فعالین جنبش کارگری و چپ نموده اند. در يكى از آخرین نمونهای این افترا پراکنی‌ها، از جانب فردى بنام حیدر کریم، این روشهای مضر و کینه‌توزانه بصورت بشدت مخرب به‌نمايش گذاشته شده است.  اين اعمال و روشهاى نادرست، كه متاسفانه بار اول نيست كه صورت ميگرند، متعلق به جنبش مترقى و پيشرو طبقه كارگر نيست. ما این روش‌های ضدکارگری را به‌شدت محکوم می‌کنیم. دفاع از ارزش‌های انسانی، سوسیالیستی و حیثیت و حرمت انسان‌ها یک اصل پایه‌ای جنبش مبارزاتى طبقه‌کارگر و همبستگى بين المللى طبقاتى است.

اتحاد بین لمللی در حمایت از کارگران در ایران

2مارس 2008

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 3:20  توسط وبلاگ کارگران  | 

نه فراموش می کنیم، نه می بخشیم!

 

روز 27 بهمن 1386 بعنوان یکی از سیاه ترین روزهای طبقه کارگر ایران در تاریخ ثبت خواهد شد. در این روز، به جرم شرکت در مراسم اول مه، صدیق امجدی را در سنندج شلاق زدند. دو روز بعد به همین جرم حبیب الله کلکانی و فارس گویلیان را هم شلاق زدند. گفته اند چندین کارگر دیگر را نیز شلاق خواهند زد.

خشونت رژیم علیه کارگران چیز تازه ای نیست. هنوز تعدادی از کارگران نیشکر هفت تپه در حبس اند. هم اکنون محمود صالحی به جرم برگزاری مراسم اول مه در زندان است تا "پزشکان قانونی" حکم مرگ تدریجی اش را اجرا کنند. کارگران خاتون آباد را به گلوله بستند چون نمی خواستند شغل شان را از دست دهند. کارگران ایران می دانند که با یکی از حیوانی ترین رژیم های تاریخ طرف هستند. اما با شلاق زدن کارگران، رژیم اسلامی سرمایه اکنون جبهۀ تازه ای علیه طبقه کارگر گشوده است: این بار رژیم روح کارگران را هدف گرفته است. ما برده نیستیم اما مثل بردگان با ما رفتار می کنند. تحقیرمان می کنند، بی حرمت مان می کنند، تا روحیه مان را بشکنند. این یکی از آن شیوه هایی است که رژیم اسلامی از دهۀ 60 در زندان هایش علیه زندانیان سیاسی به کار گرفت و در آن استاد است. اکنون این شیوه را از حصار زندان هایش بیرون آورده تا در ملأ عام در برابر طبقه کارگر به کار بگیرد.

نظام سرمایه داری تنها فقر و جهل را به کارگران تحمیل نمی کند، بلکه همواره با توهین و تحقیر و بی حرمتی کارگران همراه است. شرایط غیرانسانی کار، هراس از بیکاری، هراس از نداری به هنگام بیماری و پیری، هراس از فردای نامطمئن کودکان و امروز نامطمئن والدین، مدام جان طبقه کارگر را همچون خوره می خورد. اما در بدترین شرایط، در شرایطی که اکثریت افراد جامعه برای تأمین معاش به ناگزیر حرمت انسانی خود را قربانی می کنند، همیشه دستکم عدۀ معدودی از کارگران هستند که با رفتار و کردار خود در برابر کارفرمایان و حامیان دولتی آنها، انگار تمامی غرور و حرمت ضایع شدۀ یک طبقه را در خود حمل می کنند. این ها بهترین فرزندان طبقه کارگر اند. این ها پیشتازان طبقه کارگر اند. صدیق، حبیب الله، فارس، از پیشتازان ما هستند. قاضیان و جلادان رژیم اسلامی سرمایه با شلاق زدن این رفقا می خواهند تمام طبقه کارگر ایران را تحقیر کنند. جسم این چند رفیق را شلاق زدند تا به روح مشترک ما تجاوز کنند.

اگر امروز هزاران کارگر با شنیدن این خبر دندان قروچه می روند و دست شان را تنها در جیب مشت می کنند، معنایش این نیست که پذیرفته ایم حرمت انسانی نداریم. ما حرمت داریم، قدرت نداریم. و تنها وقتی قدرت داشته باشیم حرمت ما را رعایت خواهند کرد. قدرت کارگران در اتحاد آنهاست و حرمت کارگران را تنها تشکل های کارگری می تواند حفظ کند.

به امید چنین روزی، دست این رفقا را می فشاریم، زخم تازیانه شان را می بوسیم، و پیمان می بندیم که برای متشکل شدن کارگران دوچندان تلاش کنیم. نوبت حساب پس دادن این قاضیان، این قانون گزاران، این پزشکان "قانونی"، این جلادان، می رسد. نوبت این ها روزی می رسد که کارگران ایران در تشکیلات های خود متحد باشند. کارگزاران رژیم بدانند: ما نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 3:3  توسط وبلاگ کارگران  | 

 

پیام محمود صالحی به تمامی کارگران و دلسوزان سازمانده و شرکت کننده در کارزار جهانی6  مارس

 

 

فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و وابستگانش، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی) و اعضایش و همکاران در فدراسیون اتحادیه های جهانی، کارزاری جهانی را در روز 6 مارس، به همراه یکدیگر برای آزادی آقای منصور اسانلو و من (محمود صالحی)  و پیشبرد و ارتقاء حقوق کارگران در ایران به راه انداخته اند. من به نوبه خود، صمیمانه از این اقدامات مبارزاتی تشکر میکنیم.

 

از مبارزه برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری گریزی نیست!!!

 

جنبش کارگری بر زمینه و بستر تشدید بحران اقتصادی، به تعطیلی کشانده شدن کارخانجات، اخراج های دسته جمعی، عدم قدرت خرید توده های زحمتکش به واسطه افزایش بیش از پیش تورم و متناسب نبودن آن با سطح معیشت و دستمزد کارگران و به طور کلی افزایش فاصله ی طبقاتی رشد کرده و محیط کار و واحدهای تولیدی برای کارگران تبدیل به صحنه هایی از مبارزه ی طبقاتی جهت رسیدن به مطالباتشان شده است. فعالین کارگری در دل همین مبارزات پرورده شده و نقش ایفا کرده اند.

 

ارتباط فعالین و پیشروان کارگری با همین توده های جان به لب رسیده، موجب شده است که فعالین کارگری رفتار و نگرش خود را با واقعیت های عینی زندگی و مبارزه توده ی کارگران تطبیق داده و راه درست اندیشیدن و عمل کردن را به توده های کارگر منتقل کنند. فعالین کارگری با حضور در محیط کار و زیست کارگران به هم طبقه ای های خود می گویند که تنها راه خروج از این منجلاب دهشتناک، از فقر و گرسنگی، از بیکاری، از اخراج های دسته جمعی و... ، همانا مبارزه با نظام سرمایه داری و ایجاد تشکل های مستقل کارگری است.

 

آنان به همکاران کارگرشان می گویند: داشتن تشکل مستقل کارگری، کارگران را در مقابل تهاجم لجام گسیخته ی سرمایه داری، قوی و مقتدر خواهد کرد، با ایجاد تشکل کارگری، کارگران می توانند در موقعیت مناسبتری در مبارزه با سرمایه داران قرار گیرند،  می توانند، خود دستمزد خویش را با اقتدار تعیین کنند، کارگران با اتکا به تشکلات مستقل خویش می توانند دستاورد مبارزات خود را قدم به قدم تثبیت کنند.

 

همکاران و هم طبقه ای های شریف و زحمت کش!!

 

اکنون به همت فعالیت، عناصر صادق جنبش کارگری، مجامع حقوقی جهانی هویت ما را به عنوان طبقه ی کارگری که مطالبات برحقی دارد، به رسمیت شناخته است. حال که این چنین روزی را به نام کارگران ایران می بینم، بر خود به عنوان یکی از فعالین کارگری که در این سرزمین زندانی ستم سرمایه داری است، می بالم، چرا که می دانم طبقه کارگر جهانی، زندانی شدن عناصری از این فعالین را به آسانی قبول نکرده و برای آزادی آنها تلاش و مبارزه میکنند و نمیگذارند زندانی کردن کارگران مانع و سدی در مسیر این مبارزه ی حق طلبانه باشد.

من روز ۶ مارس(۱۶ اسفند) در سلول خود به امید ایجاد اتحاد و همبستگی بیشتر در صفوف طبقه کارگر شاد خواهم بود، کارگران ایران هم باید در این روز شاد باشند و دشمنان کارگران در این روز عزا بگیرند. من خود را در کنار و بازو در بازو در صف مبارزه شما خواهم دید و همصدا با شما بر این نکته تأکید خواهم کرد که از مبارزه برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری گریزی نیست.

 

 

محمود صالحی- زندان مرکزی شهرسنندج

تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۸۶ برابر با ۴ مارس ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:39  توسط وبلاگ کارگران  | 

اعلام همبستگی با کارگران جهان،  در روز همبستگي با محمود صالحي و منصور اسا نلو

 

 

امروزه سرمایه‌داری تا دندان مسلح، باتنگ كردن عرصه برآزاديخواهان  و با دستگيريهای پياپي، آزار و شكنجه و به بند كشيدن فعا لين جنبشها ي مختلف و گاه ترور و حتي كشتن فعالين در زير شكنجه حامیان بیرحم سرمايه، چهره هراسناك ومتوحش سرمايه داري را عيان ساختند وبا چنگ ودندان از وجود خود دفا ع ميكنند. اما با اين وجود، فعا لين و آزاديخواهان پيگيرانه وهر چه جديتر از هميشه ضمن حفظ  دست آوردها ي خود، تا دفن کامل سرمایه‌داری و ریشه کن کردن ستم ونا برابري، بر خواسته‌های بر حق خود که همانا برابری انسان است پای می‌فشارند.

 

كارگران، مردم شریف و آزادیخواه؛

 

همچنا ن كه به كرات اعلا م شده،  از اول ما ه مه  به بعد و زنداني شدن محمود صالحي،  شهر سقز بيشتر ازساير نقاط ايران تحت كنترل و جو پليسي قرار گرفته وهر گونه تجمع با خشو نت پليس روبرو ميشود.  به اين دليل، ما فعالين كارگري شهر سقز، با تحرير اين اوضاع و تشخيص اينكه تجمع مقدور و امكان پذير نميباشد از اين طريق همبستگي خود را با كا رگران جهان در روز همبستگي با محمود صالحي و منصور اسا نلو اعلا م ميداريم.

 

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران

 

جمعی از فعالین کارگری و کارگران خباز شهرستان سقز

15 اسفند 1386

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 10:39  توسط وبلاگ کارگران  | 

اعلام حمایت از فرا خوان بین المللی در دفاع از کارگران ایران

اعلام حمایت از فرا خوان بین المللی در دفاع از کارگران ایران

کارگران ، مردم مبارز ایران!!!

حدود یک سال است از زندانی شدن محمود صالحی و بیش از 8 ماه از دستگیری و باز داشت منصور اسانلو ، دو تن از فعالین کارگری می گذرد.

جرم منصور اسالو و محمود صالحی دفاع از مبارزات کارگران ایران است.

در چند سال گذشته بارهاکارگران و فعالین جنبش آنان به دلیل دفاع از منافع طبقه کارگر باز داشت و زندانی شده اند.

فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل ((itf و کنفدراسیون اتحادیه های آزاد کارگری جهان (ituc) به دلیل ادامه باز داشت منصور اسانلو و محمود صالحی در اقدام مشترک و هماهنگ روز (ششم مارس) شانزده اسفند را به عنوان روز همبستگی جهانی با کارگران ایران نام گذاری کرده اند.

ما از کارگران و سایر وجدان های بیدار و آگاه جامعه می خواهیم ، در همبستگی با اقدام فوق به هر طریق ممکن و به اشکال مختلف نسبت به بازداشت و زندانی کردن کارگران و فعالان کارگری اعتراض کنند.

ما نیز هم گام با مبارزات ضد سرمایه داری جهانی کارگران ضمن تایید و حمایت از این افدام شایسته بین المللی و در جهت هماهنگ با عمل فوق در اکسیون کارگری شرکت کرده ، خواستار آزادی هر چه سریعتر و بی فید و شرط محمود صالحی و منصور اسانلو و سایر کارگران زندانی هستیم.

شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری

14/12/86

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 20:45  توسط وبلاگ کارگران  | 

گزارش ديدار برخي از اعضاي شوراي همكاري

 

 تشكل ها و فعالين كارگري، سنديكاي نقاشان

 

و جمعي از فعالين زنان با خانواده محمود صالحي

 

 

 

روز جمعه 10 اسفند 1386، برخي ازاعضاي شوراي همكاري تشكل ها و فعالين كارگري، سنديكاي نقاشان و جمعي از فعالين زنان با خانواده ي محمود صالحي ديدار داشتند. در اين ديدار كه در يك محيط صميمانه صورت گرفت،همسر محمود طي سخناني به تشريح وضعيت جسماني وي پرداخت و گفت: "همان طور كه آقاي شريف در مصاحبه ي شان گفته اند، ديدار ما با آقاي امجدي دادستان سنندج،  به نظر اميد بخش مي آمد. چرا كه وي بعد از گفت و گويي كه با وكيل محمود داشتند، به من و ايشان به عنوان وكيل قانوني محمود اجازه ي ملاقات با همسرم را دادند. در اين گفت و گو آقاي شريف مسئله ي مرخصي ملحق به آزادي همسرم را با دادستان مطرح كرده بود؛ كه آقاي امجدي با اين خواست نيز موافقت كرد. در اين ديدار دادستان سنندج قول هرگونه همكاري اي با خواست هاي فوق را دادند. آقاي شريف به واسطه ي اين قول شفاهي لايحه اي را نيز در اين خصوص تنظيم كردند كه آن را بعد از رفتن ايشان به تهران به دادستان تحويل دهم. اما با كمال تعجب ايشان به هيچ كدام از قول هايي كه داده بود وفادار نماند. بايد بگويم نهادهاي امنيتي اي كه قدرت فراواني در تغيير مسير چنين پرونده هايي دارند، موجب اعمال فشارهاي زيادي بر جسم و روح محمود شده اند. دكتر بابايي جانشين مدير كل پزشكي قانوني بيشترين همكاري را با نهادهاي فوق الذكر داشته اند. من وقتي نامه ي پزشكي قانوني را كه از محتواي آن بي خبر بودم با اميد به اين كه در آن نامه، پزشكان مستقر در پزشكي قانوني در پاسخ به ضرورت معالجات فردي كه به خاطر دفاع از هم طبقه اي هايش مكرراً دردهاي جانكاه و طاقت فرسا را تحمل مي كند، پاسخ مثبتي داده اند، به دايره ي اجراي احكام تحويل دادم". اجراي احكام ضمن تأسف از محتواي نامه گفتند: " آيا مي توان كساني كه اين نامه را نوشته اند اسم شان را پزشك ناميد؟".

نجيبه صالح زاده در ادامه به توصيف وضعيت روحي بسيار عالي محمود پرداخت و گفت: " با تمام فشارهاي جسمي كه تاكنون بر محمود وارد شده است، وي از روحيه ي بسيار خوبي برخوردار است." محمود در حالي كه ماسك اكسيژن به صورت داشت به من كه با نگراني او را نگاه مي كردم، مي گفت: " نگران نباش، من همچون كوه آبيدر، همانند پولاد بر سر آرمان هايم ايستاده ام". در اين ديدار همسر محمود، بر اتحاد و يكپارچگي طبقه ي كارگر و ادامه ي مبارزات برحق كارگران پاي فشردند.

فرزندان محمود صالحي، سامرند و سيامند نيز هم چون پدر و مادرشان داراي روحيه ي مبارزي هستند. آنان نيز در اين ديدار به توصيف خاطرات خود در ارتباط با حضور محمود در مراسم مختلف اول ماه مه و روز جهاني زن(هشت مارس) پرداختند.

در پايان، جمع حاضر با گرفتن عكس هاي يادگاري و آرزوي آزادي محمود صالحي، اين سمبل مقاومت كارگري، شهر سقز را ترك كردند.

 

 

شوراي همكاري تشكل ها و فعالين كارگري

10/12/1386

اتحاد كميته هاي كارگري

كميته دفاع از محمود صالحي

كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري

كميته هماهنگي براي ايجاد تشكل كارگري

جمعي از فعالين كارگري

www.shorayehamkari.com

shorayehamkari@gmail.com  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 20:43  توسط وبلاگ کارگران  | 

 

در محکومیت احکام صادره بیدادگاه سنندج علیه کارگران

بیدادگاه تجدید نظر اجرائی احکام در شهر سنندج، برای 11 نفر از کارگران این شهر که در مراسم اول ماه مه شرکت کرده بودند، حکم شلاق و جریمه نقدی را صادر و اجرا میکند.

لازم به ذکر است که بیدادگاه شهر سنندج، حکم 91 روز حبس و 10 ضربه شلاق را برای 11 نفر از کارگران  شرکت کننده در مراسم اول ماه مه سنندج، صادر کرده بود  که در تجدید نظر این بیدادگاه، حکم 91 روز حبس را به 200 هزار تومان جریمه نقدی تغییر داده و همچنین حکم  10 ضربه شلاق را قطعی و تا به حال این احکام شنیع و بر آمده از گور بربریت، برای 3 تن از کارگران اجرا شده است.
طی سه ده حاکمت جمهوری اسلامی،  اول ماه مه و برگزاری مراسم روز جهانی کارگر یکی از کشمکشهای  بین طبقه کارگر ایران و حاکمین مدافع کارفرما وسرمایدارن در ایران بوده است. در طی این 30 سال صاحبان سرمایه و  حکومت خدمتگزارشان برای جلو گیری از برگزاری روز جهانی کارگر در ایران از شیوهای مختلف سود جستنه‌اند تا نگذارند مراسم این روز بطور مستقل برگزار بشود. در همان اوایل انقلاب، خمینی با طرح شعارهائی از قبیل "خدا هم کارگر است ، همه آحاد مردم کارگرند؛ بین مردم تفاوتی نیست؛ همه مسلمانیم" کوشید  تا طبقه کارگر و روزجهانیش را منکر شود، اما طبقه کارگر با مبارزه برای تحمیل روز جهانی خود، به خمینی این خدمتگزار سرمایه‌داری ایران جواب داد.

طبقه کارگر سرانجام و پس از مبارزاتی قهرمانانه توانست روز اول ماه مه را به رژیم اسلامی تحمیل کند، اما رژیم تمام  سبعیتش را بکار برد تا کارگران نتوانند روز جهانی  خود را بطور مستقل برگزار کنند، در این مورد نیز کارگران مبارز با برگزاری روز جهانی و مستقل  خویش در دل شهرها پوزه رژیم اسلامی را به دفعات بر زمین مالیدند. نمونه برجسته این امر، مراسمهای مستقل اول ماه مه در سنندج در دهه 60 است. البته رژیم با دستگیری فعالین کارگری ، زندانی کردن و اعدام کارگر مبارزی نظیر جمال چراغ ویسی توانست برای چند سالی از برگزاری مراسم مستقل در شهرها جلوگیری کند. اما کارگران مبارز در سال 1383 در تهران و سقز دوباره مراسم مستقل خود را تدارک دیدند و جنگی علنی و پر دستاورد را در این مورد به رژیم تحمیل کردند. کارگران در سنندج بدنبال این برآمد دوباره به میدان آمدند.

در ماه مه امسال (سال 1386) کارگران مراسم مستقل خود را در شهر سنندج برگزار کردند و مورد حمله مامورین مسلح و مزدور حکومت اسلامی سرمایه قرار گرفتند، در این رابطه 13 کارگر مبارز و فعال کارگری دستگیر شدند. کاربدستان قضائی رژیم، این کارگران مبارز را تحت عنوان شرکت در تجمع غیر قانونی و بر هم زدن نظم عمومی به زندان و شلاق و یا حد اسلامی محکوم کرد.
 قضات و کار به دستان دادگاه سنندج که همه هست و نیستشان را از دسرنج  و استثمار کارگران به دست آورده‌اند در تجدید نظر دادگاه، حکمی را صادر و به اجرا در می‌آورند که در آن نه تنها حرمت بشر معنائی ندارد، بلکه حتی در دوران برده‌داری نیز چنین احکامی صادر نمیشد.

صادر کننده‌گان این احکام، وحشیگری تمام عیار سیستم سرمایه‌داری را در تاریخ بشریت به ثبت رساندند و چهره بی رحم و ضد انسانی سیستم سرمایه‌داری را برای همه عیان کردند.  حامیان سرمایه، برای کسانی حکم صادر کرده‌ اند که در بدترین شرایط  و با وجود ساعات کار طولانی، دستمزد پائین و تورم سرسام آور حتی جوابگوی ابتدائی‌ترین  نیازهای خود و خانواده‌شان نیستند.
رژیم جنایتکار اسلامی در کنار اربابانشان با  تحمیل قوانین عصر جاهلیت به جامعه، خود بزرگترین بی نظمی را بوجود آورده‌اند و حقوق اولیه کارگر برای برگزاری روز جهانیش را  زیر پا گذاشته‌اند. اینان که روز خود باید در برابر دادگاههای مردمی حضور یابند، حق ندارند کارگران و مردم آزاده را به خاطر برگزاری روز اول ماه مه و مراسم مشابه دستگیر و زندانی کنند و حق ندارند که قوانین عصر جاهلیت را علیه کارگران، این آفرینندگان مدرن و تولیدکنندگان اصلی جامعه بکار گیرند. این جنایتکاران تاریخ بشری حق ندارند خالقان ثروت و سامان جامعه را به خاطر شرکت در مراسم  اول ماه مه، یعنی روز اتحاد طبقاتی خود محاکمه کنند. طبیعتا چنین احکامی جز نفرت و بیزاری هر چه بیشتر از سیستم سرمایه‌داری چیز دیگری را به دنبال نخواهد داشت.
 
ما با شرکت فعالتر در مبارزات مردم ایران برای سرنگونی این حکومت ارتجاعی، احکام صادر شده از طرف حاکمین جنایتکار جمهوری اسلامی علیه کارگران مبارز شرکت کننده در مراسم روز اول ماه مه را شدیدا محکوم میکنیم و خواستار لغو احکام بیدادگاه جمهوری اسلامی علیه آنها هستیم.
ما این فرصت را مناسب شمرده و مجددا خواستار معالجه فوری و آزادی محمود صالحی یکی از رهبران شناخته شده جنبش کارگری ایران که به خاطر شرکت در مراسم اول مه علیرغم وضعیت وخیم جسمانی در زندان نگه داشته شده‌ است، هستیم.

انجمن کارگری جمال چراغ‌ ویسی
http://www.akjch.blogfa.com/
ankjch@yahoo.co.uk
23/02/2008

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 11:43  توسط وبلاگ کارگران  | 

 
Free counter and web stats